تبليغاتX
پاییز بهاریست که عاشق شده است...


پاییز بهاریست که عاشق شده است...

دیشب به سیل اشک ره خواب می زدم





















 

به سبزینه ی حضورعظیمت

سکوت را دعوت می کنم

وعلامتی اینگونه ( ! )

برحیرت خاکی چشمانت

می نشانم

این

این آخرین باریست

که برای اولین بارمن تورا می بینی

باران که بباردمیروم دلکم

گم می شوم درگل ولای محبت

شب بوهای تنهای این چهارراه

این بار اما دستان خدارادردست دارم

بیاای دوست

تارسیدن

تاعطراقاقیای حیاط مادربزرگ

تاشکفتن اولین خوشه های گندم 

هنوزفرصت

باقی ست...

نوشته شده در شنبه 1388/08/02ساعت 17:4 توسط شهرزاد مجدی| |

 
توفلسفه ی پیچک باورهستی
تلفیق گل وسرووصنوبرهستی
آرامش نیلوفری داغ دلم
توروشنی فکرت باورهستی
نوشته شده در پنجشنبه 1388/07/16ساعت 13:4 توسط شهرزاد مجدی| |

حوای توام اگرکه آدم باشی    
من مست توام اگرکه جامم باشی
رانده شده ام اگرازاین جنت عشق
مقصودتوبوده ای که یارم باشی
نوشته شده در پنجشنبه 1388/07/16ساعت 12:41 توسط شهرزاد مجدی| |


Design By : Night Skin